عبد الحي حبيبى

521

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

بفراهم‌آورى وسايل رفاه و تعليم دين بودند . و چون حضرت عمر عاملى را مقرر ميداشت به او ميگفت : « سوگند به خدا كه من شما را براى زدن مردم و فراهم‌آورى اموال ازيشان نگماشته‌ام ، بلكه براى تعليم دين و سنت شما را ميفرستم ، و اگر كسى از ظلم شما به من عارض گردد ، هر اينه مانند آن جزا خواهيد ديد ، آگاه باشيد كه مسلمانان را نزنيد تا ذليل نشوند ، و ايشان را مدت دراز از زن و خانه دور نيندازيد ، و به فتنه‌يى مبتلا نسازيد ، و حقوق ايشان را مگيريد ! شكم‌خواره و نازك‌پوش ( عياش ) مباشيد ، و حتى بر درازگوشى هم سوار مشويد ! و جز برآوردن حاجات مردم كارى نكنيد ! » « 1 » بموجب هدايت نامه‌ايكه حضرت عثمان ( رض ) به تمام عمال خود صادر فرموده و طبرى آن را در حوادث سال 24 ه 644 م قيد كرده ، عمال نخستين خلفاى را شده ، چهار خصلت داشته‌اند : 1 / بايد نگهدار و راعى مردم باشند نه ماليه ستانان . يعنى مقصد از تقرر عامل اسلامى رفاه رعيت است نه تنها فراهم‌آورى پول حكومت . 2 / رعايت عدل ، و اينكه براى انجام امور حكومت بر مردم ستم نكنند ، و نه براى رضاى مردم حقوق حكومت را تلف سازند . از مردم آنچه حق دولت است بگيرند ، و آنچه حق ايشانست بدهند . 3 / حفظ حقوق و جان و مال اهل ذمت ، كه عينا مانند مسلمانان مستحق عدلند . 4 / با دشمنان نيز با وفا معامله بايد كرد ، و از غدر حذر بايد جست . نخست دعوت اسلامى را بريشان عرضه بايد كرد ، كه در صورت قبول اسلام حق برادرى دارند ، و اگر به صلح راضى شوند ، حق حفاظت خواهند داشت ، و اگر دست به پيكار برند ، معاملهء بالمثل ببينند . « 2 »

--> ( 1 ) - طبرى 3 / 273 ( 2 ) - طه حسين در كتاب عثمان 69 طبع قاهره